تبليغاتX
مریم




























مریم

دو خط موازی حتی با فاصله های اندک که میانشان باشد هرگز به هم نمی رسند من و تو حکایت همان دو خطیم....

تو  را نه عاشقانه و نه عاقلانه و نه حتی عاجزانه

که تو را

عادلانه در آغوش میکشم

عدل مگر نه آن نیست که

هر چیز

سر جای خودش باشد...!؟؟؟

سال نو مبارک امیدوارم که این سال سال خوبی برای همه دوستان باشه مخصوصا محبوبم گرفتاریاش کمتر بشه و زندگی به کامش بشه.


 

نوشته شده در جمعه بیست و هشتم بهمن 1390ساعت 20:24 توسط مریم|

یکبار تو هم عشق من از عقل نیندیش

بگذار که دل حل کند این مساله ها را

نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم دی 1390ساعت 11:0 توسط مریم|

الان نمی دونم هدفم از اینکه اومدم بنویسم چیه

بدون هیچ برنامه ای دارم می نویسم.

اومدم کافی نت تا یه کاری انجام بدم منصرف شدم.

یه نفر اس داده شماره شناسنامه ام رو نوشته نمی دونم از کجا آورده در حالی که هیچ آشنایی خاصی باهام نداره البته پلیسه شاید پلیسها بتونن اطلاعات یه نفر و پیدا کنند.

نوشته شده در دوشنبه نوزدهم دی 1390ساعت 17:12 توسط مریم|

مژده وصل تو کو کز سر جان برخیزم..... طایر قدسم و از دام جهان برخیزم...

نوشته شده در یکشنبه یازدهم دی 1390ساعت 10:8 توسط مریم|

salammmmmmmmmmmmm

man khobammmmmmmmmm]


نوشته شده در پنجشنبه هفدهم آذر 1390ساعت 8:9 توسط مریم|

واااااااااااااای خدایا خسته شدم پس کجایییییییییییی

تا کی باید ادامه داد این زندگی مسخره رو............

این همه آدم دوست دارن زندگی کنن می میرند ما که دوست داریم بمیریم واسه چی زنده ایم..........

kheili ashofteammmmmmmmmmmmm


نوشته شده در سه شنبه یکم آذر 1390ساعت 7:16 توسط مریم|

اشتیاقی که به دیدار تو دارد دل من

دل من داند و من دانم و دل داند و بس...............

منم مثل تو بی معرفت. درگیر زندگی.... دور از فضای مجازی.... در کنار همه این مشغله ها خسته تنها عاشق دلگیر و مشتاق رو هم اضافه کن. مشتاق به شنیدن صدات به دیدنت....

چند بار وسوسه شدم بهت مسج بدم اما جلوی خودمو گرفتم. شاید خیلی نتونم خوددار باشم. خدا کنه که باشم.................... وقتی میام به این فضای مجازی خیلی عاشقت می شم همه چیز یادم می ره فقط فکر می کنم توی دنیا تو هستی. سعی می کنم زیاد نیام تا زندگی کنم................زندگی

نازنین

نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم آبان 1390ساعت 11:24 توسط مریم|

دل می رود ز دستم صاحبدلان خدا را

دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا

عزیزم از اینکه این قدر بهم سر می زنی نظر می دی و من و نگران خودت نمی کنی ممنون..............

نوشته شده در دوشنبه سی ام خرداد 1390ساعت 17:53 توسط مریم|

این روزها خیلی بی قرارم ............

چراش بماند.................

نوشته شده در شنبه دهم اردیبهشت 1390ساعت 23:19 توسط مریم|

مردم اغلب بی انصاف، بی منطق و خود محورند، ولی آنان را ببخش

اگر مهربان باشی تو را به داشتن انگیزه های پنهان متهم می کنند، ولی مهربان باش

اگر موفق باشی دوستان دروغین و دشمنان حقیقی خواهی یافت، ولی موفق باش

 اگر شریف و درستکار باشی فریبت می دهند، ولی شریف و درستکار باش

آنچه را در طول سالیان سال بنا نهاده ای شاید یک شبه ویران کنند، ولی سازنده باش

 اگر به شادمانی و آرامش دست یابی حسادت می کنند، ولی شادمان باش

 نیکی های درونت را فراموش می کنند، ولی نیکوکار باش

 بهترین های خود را به دنیا ببخش حتی اگر هیچ گاه کافی نباشد

و در نهایت می بینی هر آنچه هست همواره میان "تو و خداوند" است نه میان تو و مردم

 

نوشته شده در سه شنبه ششم اردیبهشت 1390ساعت 22:54 توسط مریم|


آخرين مطالب
»
»
»
»
»
»
»
»
»
»

Design By : RoozGozar.com